مراسم دندان درآوردن
دختر قشنگم


دو روز بعد از تولدت یه روز صبح با بابایی رفتیم مرکز بهداشت واکسن یک سالگیت رو زدم اذیت نکردی و حتی تب هم نکردی چون فقط یه واکسن کوچولو زد تو دستت.
نهم بهمن دو روزه رفتیم اردکان سر زدیم
و برگشتیم قم چون بابایی کلاس داشت.
وقتی میخوای دندون در بیاری یه هفته مریض میشی
و خیلی اذیت میکنی. حرف نمیزنی و مدام بهونه میگیری. اسهال و استفراغ و تب شدید این سه تا همیشه باهم میگیری و منو از دادن هر نوع دارویی محروم میکنی.
از بیستم بهمن تا بیست و هشتم اوج شدید بیمارید بود ولی از روزای بعدش کم کم بهتر شدی.
ولی با این حالی که داشتی بیست و دوم بهمن گذاشتمد تو کالسکه و با بابایی رفتیم
راهپیمایی 22بهمن. خداروشکر این مدت که بیرون بودیم اذیت نکردی. و بعد ازظهرش هم دیدم یه مروارید سفید کوچولو تو دهنت سبز شده.
یه دندون خوشگل در راستای چشمت بالا سمت چپ.
در 27 بهمن هم یه مروارید دیگه اون طرف دهنت در راستای چشمت بالا سمت راست در آوردی.و هشت دندونه شدی.
قربونت برم عزیزدلم.
چند تا عکس بعد از مریضیت
دارم هویج میخورم هویجوری ی ی ی ی 

بگو ماشاالله 

شدم دوتا 

اومدم رو حیاط خونمون یه کم بازی کنم


عروسک قشنگ من آبی پوشیده!!!! ![]()

منو بزار زمین من از ارتفاع میترسم 

آخ جون صندلیم..... بزار برم بشینم ازم عکس بنداز 

عکسم خوب افتاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

ماشینمو ببرم تو اینجا میمونه آفتاب خرابش میکنه


آخیییییییییییییییییش خیلی خسته شدم مامانی روسریمو در بیار


خیله خب حالا دیگه بسه میخوام استراحت کنم

من خوابیدم شما هرچی میخوای عکس بنداز 





مراسم دندان درآوردن
